زاده ی رنج روزگارانیم با آرزوهای بلند آزادی و دمکراسی و جمهوریت و شاهد وقایع گوناگون رفتارهای تاریخی زمانه بودیم و هستیم . تاریخی که چه عرض کنم شرم دارم که اینگونه بیان میکنم و میترسم به گونه ای واژه تاریخ را آلوده وقایع ننگین دهه های اخیر کنیم و زیر سؤال ببرم . آزادی را صدا کردیم و جمهوریت و دمکراسی اما گام بگام حصارها تنگ و تنگتر میشود . دهه هایی با خیمه شب بازیهای مسخره و در عین حال سرهایی که بیهوده بر باد رفته اند. اما چاره ای نداریم جز اینکه بگوییم ما در گرداب حوادثی گرفتار آمده ایم که زاده توهم و خرافات سده های اخیر و دوران خود هستیم .دورانی که از ابتدا از خانه تا جامعه با ننگ و نفاق آغاز شده است . فرزند را نسبت به والی و برعکس برادر با برادر، خواهر با برادر و برعکس خواهر با خواهر بر اساس واژه های گنگ و متوهم و آلوده به خرافات دشمن جانی هم شدند از راه نفاق و تقاضای مرگ یکدیگر نمودند از خانه تا جامعه و چه بسیار سرهایی که اینگونه بر دار رفته اند و هنوز انگار کسی شک به اسرار نفاق آنان نکردند و نمیکنند و یا نمیخواهند پذیرای تردیدی باشند. قطع عضو و سنگسار و شلاق ، تهمت ها و افتراها قضاوتهای یکطرفه و به ناحق تنگ و تنگتر کردن حصار دمکراسی و آزادی و جمهوریت رواج بیکاری نیز نسلها را غرق در افیون و وابستگیهای مرموزی نموده است ، فقر و تنگدستی سر از زباله ها درآورده ، و به گونه ای در حافظه دراز مدت و گاه کوتاه مدت ما خللی بوجود آمده و جماعتی زود هنگام گذشته را فراموش میکنند و بسیارانی سر به زیر برف نموده و سنگ بیگانه ها را با واژه های گنگ مشترک خود به سینه میزنند و گرانیهایی که به نان شب نمیرسد. و دروغهای سریالی که تمامی ندارد و شستشوی مغزهایی که محصور منبرهای درو
برچسب:
نویسنده: غزل میرزاده
تاريخ: جمعه
29 بهمن
1400 ساعت: 13:38